♥رمانی ها♥

رمان+رمان عشقولانه+رمان عاشقانه+دانلودرمان+رمان ایرانی+رمان زیبا+خانه رمان

رمان ویرانگر قسمت چهل و نهم

به سرتا پام اشاره کردم..
- با این وضعیت؟!..اصلا زبونم کار نمی کرد حرف بزنم..مخصوصا وقتی دیدم لباسشو پاره کردم که دیگه.............

با کف دست زدم به پیشونیم که سحر بلندتر از قبل زد زیر خنده..

 

باقی در ادامه مطلب

 

فعلا تا جایی که فرشته جون پست گذاشته براتون گذاشتم


برچسب‌ها: رمان ویرانگر, عاشقنه, رمان جدید, پست جدید رمان ویرانگر, طرفداران فرشته 27
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم خرداد 1393ساعت 13:35  توسط رکسانا  | 

رمان ویرانگر قسمت چهل و هشتم

چرا جوابشو ندادم؟..
چرا عین اینایی که مچشون رو در حین ارتکاب جرم می گیرن سرمو انداختم پایین و دویدم تو اتاقم؟..
باید می موندم و یه جواب دندون شکن بارش می کردم........
اما اون لحظه انگار زبونم هم همراه چشمام قفل کرده بود..واقعا حس بدی داشتم....

 

باقی در ادامه مطلب


برچسب‌ها: رمان عشقانه ویرانگر, پست جدید رمان, طرفداران فرشته 27, دانلود رمان جدید و عاشقانه
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم خرداد 1393ساعت 13:20  توسط رکسانا  | 

رمان ویرانگر قسمت چهل و هفتم

این اینجا چکار می کنه؟..
با چشمای متعجب و جدی اجزای صورتمو از نظر گذروند و به چشمام رسید..
صدای خجالت زده ی مامان رو شنیدم..
-- خدا مرگم بده..اقای پناهی شرمنده م به خدا..........

 

باقی در ادامه مطلب


برچسب‌ها: رمان ویرانگر, پست جدید, دانلود رمان, عاشقانه, رمان جدید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم خرداد 1393ساعت 13:17  توسط رکسانا  | 

رمان ویرانگر قسمت چهل و ششم

دستمو مشت کردم و دویدم سمتش که با جیغ و خنده بشقابو انداخت تو سینک و دوید و از درگاه آشپزخونه زد بیرون..
سحر ومامان ریسه می رفتن..
جای اونا من بودم که حرص می خوردم!..

 

باقی در ادامه مطلب


برچسب‌ها: رمان ویرانگر, پست جدید, رمان جدید, خواندن پست جدید رمان ویرانگر, عاشقانه
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم خرداد 1393ساعت 13:16  توسط رکسانا  | 

رمان ویرانگر قسمت چهل و پنجم

لبخند کمرنگی نشست رو لبش..
برگشتم و به لیلی که یه نفس افتاده بود به جون سالادهای توی ظرف، گفتم: ظرفای امشب با تو ِ ها..حواست که هست؟!..

با لپای پر در حالی که دور لبش مملو از سس بود نگاهم کرد..

 

باقی در ادامه مطلب


برچسب‌ها: رمان ویرانگر, رمان عاشقانه, دانلود رمان, پست جدید رمان فرشته 27, رمان عاشقانه و جدید فرشته 27
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم خرداد 1393ساعت 13:13  توسط رکسانا  | 

رمان ویرانگر قسمت چهل و چهارم

-- دخترم آخه مگه همچین چیزی ممکنه؟!..2 هفته ی دیگه مراسم عقد خواهرته..کلی کار سرمون ریخته بعد تو می خوای منو دست تنها اینجا ول کنی و بری مسافرت؟!..

 

باقی در ادامه مطلب


برچسب‌ها: رمان ویرانگر, پست جدید رمان, فرشته 27, طرفداران فرشته 27, دانلود رمان جدید و عاشقانه
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم خرداد 1393ساعت 13:11  توسط رکسانا  | 

رمان سیگار شکلاتی قسمت بیست و پنجم

با اولین بوق صدای بازی دراز رو شنید ...
- الو ... قربان ... 
- چی شده شهراد؟!!! این دختره کیه؟!!
- جریان رو فهمیدین؟
- بله ... فهمیدم ... 
- قربان دستور چیه؟!
- گند زدی پسر!

 

باقی در ادامه مطلب


برچسب‌ها: رمان سیگار شکلاتی, پست جدید, دانلود رمان, عاشقانه ها, هما پور اصفهانی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم خرداد 1393ساعت 13:2  توسط رکسانا  | 

رمان سیگار شکلاتی قسمت بیست و چهارم

سارا نفس عمیقی کشید و با صدای بلند گفت:
- تو دیگه کی هستی؟!!!
شهراد سریع انگشتش رو چسبوند روی لب سارا و گفت:
- هیش! چته! بلندگو قورت دادی؟!! گفتم صدات در نیاد ... ده ثانیه دیگه از زیر تخت می ریم بیرون و سریع از اتاق می زنیم بیرون. یه راست می ری بالا، یا توی اتاق خودت یا توی اتاق من ... اونجا حرف می زنی ... شیرفهم شدی؟!!

 

باقی در ادامه مطلب


برچسب‌ها: طرفداران هما پور اصفهانی, دانلود رمان جدید و عاشقانه, پست جدید رمان عاشقانه سیگار شکلاتی, پست جدید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم خرداد 1393ساعت 13:0  توسط رکسانا  | 

رمان سیگار شکلاتی قسمت بیست و سوم

دیگه مطمئن بود حشره جلوی دید لنز دوربین رو گرفته و برای همین، سریع با سنجاق قفلی که همیشه به لباسش بود به جون قفل در افتاد ... قفل خارجی بود و به این راحتی ها باز نمی شد. باید راه دیگه ای رو پیدا می کرد. یه کارت تلفن هم برای اینجور مواقع داشت، دعا کرد در قفل نباشه!

 

باقی در ادامه مطلب


برچسب‌ها: پست جدید رمان سیگار شکلاتی, رمان عاشقانه, دانلود رمان جدید, رمان عاشقانه هما پور اصفهانی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم خرداد 1393ساعت 12:58  توسط رکسانا  | 

رمان سیگار شکلاتی قسمت بیست و دوم

لب تخت نشسته بودم و مشغول ورق زدن دفتر شعرام بودم. شعر بابای من و ساسان هنوزم جز قشنگ ترین شعرام بود. تصمیم داشتم قبل از مرگم اشعارم رو بسپارم دست یه نفر تا چاپشون کنه، می خواستم بقیه هم بااحساسات من شریک بشن ... 

 

باقی در ادامه مطلب


برچسب‌ها: سیگار شکلاتی, پست جدید رمان سیگار شکلاتی, طرفداران هما پوراصفهانی, دانلود رمان
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم خرداد 1393ساعت 12:52  توسط رکسانا  | 

رمان سیگار شکلاتی قسمت بیست و یکم

- ساسان داری چی کار می کنی؟!!
ساسان با خنده گفت:
- نمی بینی؟ دارم فیگور می گیرم!
غش غش خندیدم و گفتم:
- بیا برو مسخره! نجغله عضله آورده برای من چه فیگوری می گیره جلو آینه!

 

باقی در ادامه مطلب


برچسب‌ها: رمان سیگار شکلاتی, دانلود رمان های عاشقانه, خواندن پست جدید, هما پور اصفهانی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سوم خرداد 1393ساعت 18:25  توسط رکسانا  | 

رمان صرفا جهت اینکه خرفهم شی 15

اون دوتا داشتن باهم حرف میزدن و منم خیره شده بودم به اون پسره که یهو برگشت سمتم و

حسابی غافلگیرم کرد.منم که دستمو تکیه داده بودم به میز نزدیک بود میزو هرچی ویسکی

گرونه از بین ببرم.از همون فاصله هم نگاه غصبناک پناهی رو رو خودم حس میکردم  ...

 

باقی در ادامه مطلب


برچسب‌ها: رمان صرفا جهت اینکه خرفهم شی, خواندن رمان, پست جدید, دانلود رمان, رمان جدید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سوم خرداد 1393ساعت 15:51  توسط رکسانا  | 

رمان ویرانگر قسمت چهل و سوم

اشک هایی که از سر دلتنگی بودند رو گونه هاش راه افتادند..
یعنی طاها..از مشهد نامه فرستاده بود؟!..
بعد از این همه سال چرا حالا؟!..

 

باقی در ادامه مطلب


برچسب‌ها: رمان ویرانگر, پست جدید رمان ویرانگر, دانلود رمان, رمان های عاشقانه, رمان جدید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت 1393ساعت 19:18  توسط رکسانا  | 

رمان ویرانگر قسمت چهل و دوم

-- دخترم چرا غذا گرفتی؟لوبیا پلو درست کرده بودم که دوست داری..
کبابا رو گذاشتم رو کابینت و با خوشرویی گفتم: لوبیا پلوتم می خورم بی بی خانم..تا خود شب اینجا وَر ِ دلتم خاطرت جمع باشه!..

 

باقی در ادامه مطلب


برچسب‌ها: رمان ویرانگر, دانلود رمان با فرمت جاوا, دانلود رمان های عاشقانه, خواندن پست جدید رمان ویرانگر, طرفداران فرشته 27
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت 1393ساعت 18:43  توسط رکسانا  | 

رمان ویرانگر قسمت چهل و یکم

ولی خنده های از ته دل بی بی بیشتر از چند سال بعد از حضور طاها توی زندگیش دوام نیاورد و بعد از اون..........

نمی دونم چه رازی پشت پرده بود که یک روز غیبش می زنه و برای همیشه ناپدید میشه..

 

باقی در ادامه مطلب


برچسب‌ها: رمان ویرانگر, دانلود رمان با فرمت پی دی اف, دانلود جدیدترین رمان, رمان عاشقانه و پرطرفدار
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت 1393ساعت 18:41  توسط رکسانا  | 

مطالب قدیمی‌تر
 

تصویر ثابت